السيد محمد حسين الطهراني

160

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً . « 1 » ( و فرزندان خود را از ترس تهى شدن مال ، و از بين رفتن سرمايه ، و حمله‌ور شدن سلطان فقر و فلاكت ، نكشيد ! زيرا كه ما ايشان و شما را روزى مىدهيم ، حقّا كشتن آنان گناهى بزرگ و خطائى سترگ است . ) و همچون آيهء : وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ . « 2 » ( و زمانى كه از موءودة ( بچّه‌اى را كه زنده در زير خاك دفن كنند ) پرسيده شود كه : به چه جرم و جنايتى او كشته شده است ؟ ) اينها همهء آياتى است كه دلالت بر حرمت قتل فرزند دارد ؛ خواه فرزند بزرگ باشد ، خواه كوچك ، خواه پسر باشد ، و يا خواه دختر . و خواه ناقص‌الخلقه و عقب افتاده باشد ؛ و خواه تامّ الخلقة و كامل . و علىهذا بچّه‌اى كه از مادر متولد گردد ؛ و نابينا باشد ، و يا ناشنوا ، و يا مقطوع اليد ، و خواه ديوانه و مجنون ، و يا به هرگونه عيبى از عيوب ، و نقصى از نقائص مبتلا باشد ؛ نه پدر ، و نه مادر ، و نه دولت ، و نه حاكم ، و نه هيئت پزشكى ، و نه غيرهم ، حقّ كشتن و از بين بردن اين بچّه را ندارند . خواه بوسيلهء آلت قتّاله باشد ؛ و خواه بوسيلهء تزريق داروى سمّى ، و خواه بوسيلهء استنشاق گاز ؛ و خواه بوسيلهء ذوب نمودن در أسيد ، و خواه بوسيلهء اشعّه‌هاى مهلكه ، و خواه بهر وسيله ديگرى كه بعدا كشف شود . اينها مخلوق خدا هستند . و خدا إذن و اجازه كشتن را نداده است . اين كشتن قتل نفس است . و در قتل نفس خداوند خالق نفس ، بين نفس إنسان صحيح و معيب ، و زن و مرد ، و مريض و سالم ، و عاقل و مجنون ، كوچك و بزرگ ، فرقى نگذاشته است . و به قتل نفس عمدى هرطور باشد وعدهء خلود در آتش دوزخ را داده است .

--> ( 1 ) آيهء 31 ، از سورهء 17 : إسراء . ( 2 ) آيهء 9 ، از سورهء 81 : تكوير .